عروسک بازی دخترم


سلام دوست جونای ما
خوبین؟........خوشین؟........سلامتین؟.........دماغتون چاقه؟
خوب شکر خدا ما هم خوبیم
دیروز بیتا یه کاری کرد که انقدر عصبی شدم
یادم رفت عکسش رو بندازم تا شما ببینینش ......
میدونین چی شده بود؟.........بیتا خانم از تو کشوی میز کامپیوتر خودکار رو برداشته بود و روی مبل رو نوشته بود
و همچنین روی لباسش و روی دستهاش رو وای من میگی؟ درسته زیاد دعواش نکردم چون من بچه شیطون دوست دارم ولی نه دیگه اینجوریش که وسایل خونه رو خراب کنه
یادم میاد ابجی گلم چند تا عکس از بچه های شیطون گذاشته بود که من با حسرت بهشون نگاه میکردم که ای کاش بیتای من هم تا این حد شلوغ بود ولی وقتی بیتا اون کار رو کرد مخم داشت سوت میکشید
خوب بگذریم امروز اومدم تا چند تا از عکسهای بیتا رو بذارم و همچنین از کارهاش بگم
من زمانی که دخمل خونه بودم یه عروسکی داشتم که اسمش رو دانیال گذاشته بودم و خیلی هم دوستش داشتم و دارم...بیتا خانم چند روز پیش گیر داد که اون عروسک رو میخوام و ما هم چاره ای جز این نداشتیم که عروسک رو بهش بدیم ولی همینکه عروسک رو بهش دادیم خوابوند روی پاش و شروع کرد به بوس کردنش
..........اونم از لب
عکسش رو حتما برین تو ادامه مطلب ببینین خیلی جالبه
و بعدش فرداش .....بیتا یه عروسکی داره که خیلی دوستش داره ......بیچاره این عروسک رو میزاشت رو صندلی و هی سرش داد میزد بشین بشین و وقتی هم که عروسکش میشست با انگشت به چونش میزد و با صدای نازک به زبون خودش چی به این عروسک میگفت
وای یعنی باید میدیدین که چیکار میکرد.......من که درست و حسابی چلوندمش
اینم باز عکسش تو ادامه مطلب هست خوشحال میشم اگه ببینین
خدای بالای سرم میدونه که چقدر دخترم رو دوست دارم و خیلی دوست دارم انقدر بزرگ بشه که درک کنه جونم به جونش بسته هست
.........دوست دارم بدونه که من و باباش و مامانم با چه مصیبتی بزرگش کردیم
...........
بیتای مامان خیلی دوستت دارم گلم




ببینین چه جوری داره بوسش میکنه




اینجا داره به عروسکش میگه که بشینه


انگشتش رو ببینین


اینجا داره با عشق به عروسکش نگاه میکنه


و بالاخره تحمل نمیکنه و محکم بغلش میکنه


بیچاره عروسکه (جریان دوستیه خاله خرسه هست)




عروسک بازی دخترم
